من و تو
اسمم مهدی,۲۸سالمه بنا هستم! ۲ساله ازدواج کردمو مستأجر هستم بخاطر کمبود کار رفتم تهران و شدم حمّال! دوس
نداشتم خانومم اول زندگی با فقر روبه رو بشه,
ی لاین حرف میزدن , دوستم اصرار کرد که تو هم لاینتو وصل کن
توش پره دختره ولی یاد زنم افتادمو بیخیال شدم ,
بود,باخط دیگم ادش کردم و تا چند روزدلایکش میکردم تا اینکه تو
پستش نوشت فردا ولنتاینه نمیدونم واسه عشقم چی بخرم ,منم واسش کامنت گذاشتم اون تورو همینجور که هستی
میخواد و عاشقته,خندید و گفت مرسی, خیلی خوشحال بودم,کلا
کبودی هایه دستمو کوبیدگی بدنمو یادم رفت,فرداش زنگ زد و ازم پول خواست منم فرستادم,کنجکاو بودم که چی میخواد
بخره
ویش ی عکس با لباس کارگریم گرفتم وزیرش نوشتم&عشقم
عشق جدیدت مبارک& نظرات شما عزیزان:
وااااااای این پستایی که اخیرا گذاشتی خیلی قشنگن خیلی جالب بودن خیلی با حال بودن خیلی آموزنده بودن خلاصه خیلی خوب بود ممنوووووون (ززگ) .هر چی لایکه تو دنیا به وبت.....
خیلی جالب بود
![]()
پيوندها |
||
![]() |