من و تو
همیشه که نباید گفت..... گاهی از چشمانت میتوان خواند... میتوان شنید فریاد ناگفته ات را.... میشود فهمید حرف پشت لبان بسته ات را.... ولی نمیدانی... چه زجری میکشم... ازدیدن وشنیدن این همه حرف سکوت..... دوستت دارم به اندازه ی تپش قلبم که نمیدانم رویِ چندهزار در صدم ثانیه است دوستت دارم ای معنی بودن ای معنی زندگی ای تمامِ من...
باور نمیکنم که بخواهم بدون تو یک عمر را کنار کسی مردگی کنم
وقتی دلتنگ باشی... تمام ارامش یک ساحل راهم به تو بدهند بازهم دل توبارانی است...خیس ترازدریا،خرابتر از امواج... ادم چقدر زود پیر می شود.. وقتی احساسش اضافه ترا از درک ادم هاست... پيوندها |
||
![]() |